السيد الطباطبائي

214

مجموعه رسائل ( فارسى )

ندارند ، بلكه فقط وجود آنهاوضع مىشود . پس روشن شد كه حد و وجود بعضى از مبادى هم زمان درعلم وضع مىشود . و بعضى از آنها فقط حدشان وضع مىشود ، و بعضى ديگر فقط وجودشان وضع مىشود . از آنچه گذشت روشن مىشود كه علم الهى برهيچ يك ازعلوم سافل توقف ندارد ، بلكه حدودتمام علوم و مقدمات براهين تمام علوم درعلم الهى داده مىشود . آرى ، گاهى ممكن است از بعضى از علوم تحت علم الهى مبدئى براى بيان بعضى از مسائل علم الهى و براى اعطاى تصديق اخذ شود ، همان‌طور كه مقدماتى از علم هيئت - كه بر حساب ، هندسه ومناظر توقف دارد - براى بيان حال علويات اخذ مىشود ، و مقدمات طبيعى وهندسى در بحث هيولى و صورت وابطال جزء لايتجزى اخذ مىشود . لكن هرگاه عللى راكه برهان لم در آنها دخالت دارد وضع كنيم و جميع آنها را بر حسب آنچه كه درنفس الامر هستند اخذ كنيم ، لازم است كه دراين صورت علوم ، بر حسب اعم فالاعم مرتب شوند ، زيرا حمل عام از حمل خاص اقدم است ، و لازم است كه علت اعم ، اعم باشد . از اين‌جا روشن مىشود كه محال است علم جزئى لميت علم كلى را اعطا كند . فصل سوم : در اختلاف علوم و مشاركت آنها و نقل برهان از علمى به علم ديگر همان‌طور كه بيان كرده‌اند مىگوييم : دانستى كه ممكن است علوم به عموم وخصوص وتباين اختلاف داشته باشند ، و اين امر از وجود اختلاف بين خود اشياء ناشى مىشود . ممكن است شىء واحد به دو حيثيت لحاظ شود ، و بنابر يك حيثيت محمول آن از عوارضى باشد كه از خود آن اعم است ، مانند انسان از اين حيث كه وجود عارض آن مىشود ، كه هم انسان وهم محمول آن ازعوارض موجود بماهو موجود هستند . و از